X
تبلیغات
رایتل

برده ی ویران شدنی آنی ام

میرم میشینم روی تخت، دفترم رو میزارم رو زانوم و کاغذ رو میگیرم دستم و نگاه میکنم. هی یه جمله مینویسم پشت بندش نمیاد و با لبهای بهم چسبیده نگاه میکنم و بعد ِ چند وقت پا میشم دفترو میذارم تو قفسه و خودکارم تو جاقلمی جا میگیره.

میام میشینم رو کاناپه و سیستم رو میذارم جلوم. پای چپمو خم میکنم و کفش رو تکیه میدم به رون ِ پای راستم. جفت دستام جا خوش میکنن رو کیبورد، نگاه میکنم به انگشتام، به لاک ِ دستم، به انگشتر و دستبندم. به اینکه از کل ِ بدنم دستامو واقعا دوست دارم، بعد هی نگاه میکنم و نمیدونم چجوری بگم حرفمو. چجوری کلمه شون کنم. مگه میشه بغل رو کلمه کرد و نوشت؟ مگه میشه " بپوش بیام بریم بچرخیم" رو کلمه کرد نوشت؟ مگه میشه دلتنگی رو نوشت ؟

نه نمیشه ! 

+ تاریخ دوشنبه 3 فروردین 1394ساعت 22:26 نویسنده A'asi نظرات (1)

نظرات (1) نظرات (1)