X
تبلیغات
رایتل

برده ی ویران شدنی آنی ام

دلم میخواست میتونستم الان این بیزقولک کنار استارت مانیتور رو فشار میدادم، میرفتم تو پیج یه آژانسی، بلیط آنلاین میگرفتم میرفتم چمدونمو می آوردم، هارد و لپ تاپ و دوربین و یه سری کتاب و لباس گرم و پوتین ورمیداشتم، سیم کارتمو در می آوردم، میرفتم اوووم، میرفتم یه جایی  مث ızmır مثلا، خلوت میکردم با خودم و کتاب و خواب و فیلم و یه چیزای دیگه ، عصرآ میچرخیدم تو خیابون آ، پدر دوربینو در میآوردم بس که عکس میگرفتم، شنا هم میکردم لابد، کنار ساحل و تو خیابون و پیاده رو هم الکی راه میرفتم لابد، به آدما لبخند میزدم لابد، بعد وسط ِ گز کردنام شکلات هم میخوردم قطعا،

ولی خب به جای همه ی اینا

نشستم دنبال ِ حل کردن ِ کانسپت پایان نامه م هستم و موهای سارای رو شونه میکنم و خرگوشی میبندم و چای میخورم!

+ آهنگ پس زمینه : Famous Blue Raincoat

+ تاریخ چهارشنبه 6 بهمن 1395ساعت 21:03 نویسنده A'asi نظرات (1)

نظرات (1) نظرات (1)