X
تبلیغات
رایتل

برده ی ویران شدنی آنی ام

دوری فقط این نیست که هرروزه نبینی اش، این نیست که برف های زمستان را بی خنده سر کنی، برای خریدن گوشواره حسی نداشته باشی، لباس بیرونت را با وسواس انتخاب نکنی، وسواس دانستن ِ نظرش نباشی، این نیست که نباشد تا دستش را بکشی و چیزهایی که عاشقش هستی را بهش نشان بدهی، دوری این نیست که بعد از چند وقت بدوبدو کسی نباشد که اتفاقات چندوقته را بهش نگویی، که کسی نباشد که رغبت بکنی برای طرحت از او مشورت بخواهی، برایش توضیح بدهی که چه میخواهی، دوری این نیست که بعد از یک روز بدبیاری های پشت سر هم کسی نباشد که سرت را بگذاری روی شانه اش و اشک از چشمهایت سرازیر شود، که دستی نباشد قطره قطره ی روی صورتت را پاک کند و بگوید فدای سرت، درست میشه. این ها هم هست، ولی این ها نیست. دوری وقتی است که ژاکت طوسی اش را میبینی با پیرهنی که هیچ وقت دستت به دکمه هایش نرسیده، دوری کاپشنی است که او بارها پوشیده و تو تا حالا ندیده ایش، دوری.. دوری همین روزهاست،

+ تاریخ چهارشنبه 4 اسفند 1395ساعت 21:54 نویسنده A'asi نظرات (0)

نظرات (0) نظرات (0)