X
تبلیغات
رایتل

برده ی ویران شدنی آنی ام

آدم وقتی چیزی رو تجربه کرده دیگه نمی تونه بی خیالش بشه، چیزی که فهمیده رو نمی تونه فراموش کنه، وقتی فهمیدم صدات قشنگه، وقتی فهمیدم دست هات همیشه گرمه، وقتی فهمیدم موقع خوشحالی مویرگای صورتت منقبض میشه دیگه نتونستم ندونم !

میدونی چیه اسکندر؟

آدم میتونه نخواد، میتونه نره، میتونه سکوت کنه، میتونه بی توجهی کنه، میتونه خودش رو حبس کنه ولی نمیتونه چیزی که زندگی کرده رو پاک کنه،

راستش حق با تو بود، اون موقع که گفتم بیا این چند ماه رو بی خیال بشیم انگار نه انگار، تو گفتی مگه میشه؟ مگه ممکنه همچین چیزی؟!

حق با تو بود،

لعنتی !

کاش یجور دیگه زندگیت می کردم !

+ تاریخ شنبه 2 اردیبهشت 1396ساعت 10:59 نویسنده A'asi نظرات (0)

نظرات (0) نظرات (0)